ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
69
لمعات الهيه (فارسى)
حقيقتى از حقايق وجوديه باشد ، زيرا كه در لمعات سابقه محقق شد كه هروجودى از حقايق وجوديه مرتبهء ذاتش عين تحصل و محض فعليت است ، و نيز بسوى اين مسألهء ربوبيه اشاره است كلام ناطق صادق آل محمد « هو شىء بخلاف الأشياء ، و انه شىء بحقيقة الشيئية » يعنى آن خداوند عالم چيز است بخلاف چيزها و او شىء است بحقيقت شيئيت ، يعنى ذات او حقيقت شيئيت است ، و معلوم است كه شيئيت مساوق و ملازم وجود است ، و ماهيت در مرتبهء ذاتش خالى از شيئيت است پس چگونه حقيقت شيئيت تواند شد . طايفهء اشعريه نيز بعينيت وجود در واجب الوجود قايلند ، زيرا كه ايشان چنان كه در لمعات سابقه معلوم گرديد ، وجود هرماهيت را عين آن ماهيت مىدانند به اين معنى كه معنى وجود معنى ماهيت است و معنى ماهيت معنى وجود است و لفظ وجود انسان مثلا در نزد ايشان دو لفظ مترادفند ، پس اين جماعت تمام حقيقت واجب الوجود را ماهيتى از ماهيات مىدانند ، و در حقيقت بعينيت وجود قايل نيستند ، بلكه نفى اصل وجود كردهاند ، و از براى او سواى ماهيات معنى ديگر ثابت نكردهاند ، و نيز عينيت به اين معنى اختصاص بواجب الوجود بالذات ندارد ، بلكه هرماهيتى در نزد ايشان عين وجود است . و جماعتى از محققين متأخرين مثل محقق دوانى و سيد صدر الدين شيرازى با وجود اينكه وجود را امر اعتبارى انتزاعى مىدانند بعينيت وجود در واجب الوجود قايل شدهاندم بيانش آنست كه حيثيت انتزاع اينمعنى عام انتزاعى در واجب الوجود بالذات مجرد ذات واجب الوجود است با قطعنظر از جميع حيثيات و اعتبارات و جهات زايده بر نفس ذات و حيثيت انتزاع ، اين معنى اعتبارى در ممكنات مكتسب است از امرى كه خارج از ذوات ممكناتست به اين معنى كه تا ملاحظه نشود صدور ذوات امكانيه از جاعل خود بجعل بسيطى منشأ انتزاع معنى وجود نمىتواند شد ، پس منشأ انتزاع وجود در واجب الوجود نفس ذاتست و در ممكن الوجود زايد است بر ذات . [ اشاره به ابطال كلام ملا جلال دوانى و مير صدر شيرازى ، و تقرير آنكه مئآل كلام آنان نفى عينيت وجود در حق است ] بر ارباب فطنت و بصيرت مخفى نماناد كه اين معنى در حقيقت عينيت وجود در